پل خواجو؛ شاهكاري كه استوار و زيبا مي ماند

 

با توجه به نياز بناهاي تاريخي به داشتن برنامه حفاظتي مدون و مانيتورينگ، پيمايش منظم، اقداماتي بايد در روند مداخلات هريک از بناها صورت پذيرد تا بتوان روند حفاظت و حيات بنا را طولاني تر كرد.

  از جمله بناهاي تاريخي مهم و مورد نظر در اين زمينه، پل هاي تاريخي هستند و پل خواجو نمونه اي از شاهكارهاي معماري است كه به طور ويژه مورد نظر قرار گرفته است. در اين راستا و براساس برنامه ريزي هايي که طبق کار کارشناسي در يک ساله گذشته جهت اقدامات مرمت در پل خواجو صورت پذيرفت، پس از نشست هاي تخصصي با گروه کارشناسي مرمت سازمان ميراث فرهنگي و مشارکت سازمان نوسازي و بهسازي شهرداري و اداره آب و فاضلاب اصفهان ، و از سويي استفاده از زمان عدم حضور جريان آب در رودخانه و اعتبارات موجود ، برنامه مرمت بخشي از پل خواجو در دستور کار قرار گرفت .با توجه به اهميت تاريخي اين پل و حساسيتي كه نسبت به نگهداري و مرمت آن در افكار عمومي وجود دارد ، ارايه گزارشي از وضعيت آن جهت اطلاع مخاطبين ، روشنگر و پاسخ گوي بسياري از ابهامات و پرسش هاي احتمالي خواهد بود.

 در گزارشي كه مي خوانيد با سه رويكرد کلي در خصوص پل خواجو به بيان مطلب پرداخته شده است:

نخست ؛ مباني کلي سازه اي موجود در مهندسي پل هاي تاريخي

دوم ؛ مرور کوتاهي بر اقدامات مرمت در دوره هاي گذشته در پل خواجو

سوم ؛ بيان مباني و اقدامات مرمتي صورت گرفته در پل خواجو در زمان کنوني

 *مباني کلي سازه اي موجود در مهندسي پل هاي تاريخي

 به طور کلي پل هاي تاريخي از يک سو بايد در روند سازه خود پل و مردماني که عبور مي کنند توانايي  سازه اي داشته و از سوي ديگر در برابر نيروهاي هيدروليکي آب از مقاومت خوبي برخوردار باشند .

 پل هاي تاريخي که گنجينه اي از دانش مهندسي تاريخي هستند ، از بخش هاي سازه اي شکل يافته اند که مختصرا به بيان ويژگي هاي آن ها مي پردازيم.

 پل در جبهه اي که مواجه با جريان آب قرار مي گيرد ( بالا دست پل ) و در جبهه اي که در آن سوي جريان قرار دارد ( پايين دست پل ) دو عنصر شاخص را در خود جاي داده است :

 آب شکن ها و دهانه هاي ورودي و خروجي جريان آب

 سنگفرش کف که يا از قلوه سنگ ها يا سنگ هاي بزرگ تشکيل شده است

 دليل ساخت ، شيوه و فن ساخت و حتي شکل هر يک بر مباني اصول مهندسي پل سازي ساخته شده است . آب شکن ها در سه شکل نيم دايره ، مستطيل و يا مثلثي ديده مي شوند ، که در هريک از اين اشکال که ساخته شده باشد هدف ، کم کردن و تسريع در روند تخليه جريان آب با بدنه ها و پايه هاي پل است ، اما در راستاي همين امر، در حين خروج جريان آب ، جريان هاي نامنظم در اطراف پايه ها ايجاد پديده اي تحت عنوان حفره زايي ( کاويتاسيون ) خواهد نمود . اين جريان علاوه بر حفره زايي ، سبب لق شدن و از جا خارج نمودن قطعات سنگ در اين محدوده را خواهد شد که خود پس از مدتي موجب نفوذ آب به درون و پشت سنگ ها گرديده و در پي اين امر ، در بازه هاي سرما با يخ زدگي و افزايش حجم ، روند ترک خوردگي و يا ازجا خارج نمودن قطعات سنگ را افزايش خواهد داد .

 از سوي ديگر آب پس از خروج از دهانه ها در پايين دست ، پس از عبور از روي سنگ فرش کف مانند يک پرده ي نازک آب ، در مرز بين سنگ فرش کف بستر و بستر طبيعي رودخانه ، حالتي نامنظم تحت عنوان ، پرش هيدروليکي خواهد داشت .

 

پرش هيدروليکي با ايجاد جريان هاي نامنظم وگردابي سبب تخليه زير سنگ فرش و يا حتي پايه هاي پل خواهد شد .

 مقوله ديگر در مهندسي پل سازي ، کاربرد  مصالح و ملات هاي خاص مي باشد که روند سلامت بنا را طولاني تر مي نمايد . از سويي کاربرد سنگ ها با قطعات بزرگ و سنگي در هرجاي پل و از ديگر سو ، کاربرد ملاتهاي پايه آهکي از مواردي است که شناخت پل را شاخص مي نمايد .

 بيشترين خطراتي که مواجه با سنگ در پل تاريخي خواجو مي باشد ، به طور کلي شامل موارد زير است:

 عدم کيفيت مطلوب ذات سنگ ( سنگ هاي داراي رگه و يا داراي ريز ترک )

 بازه هاي سرما و گرما که شرايط خاصي را در سنگ ايجاد نموده و باعث ريز ترک ها خواهد شد

 نفوذ رطوبت به درون سنگ در اثر ايجاد ريز ترک ها و در بازه ي سرما ، با يخ زدگي و افزايش حجم روند گسترش فرسودگي و ترک را بوجود مي آورد

 کاربرد مواد سيماني در مجاورت و لبه هاي داراي ترک در سنگ ، به دليل نوع واکنش سيمان باعث ايجاد آسيب در مجاورت سنگ ها مي شود

 بوجود آمدن ريشه هاي گياهي در بين درز سنگ ها و رشد ريشه گياهان در پشت آنها

 پديده حفره زايي در دهانه هاي خروجي و در رديف پايين پلکان هاي پل در پايين دست

 ملات هاي به کار رفته در پل ها نيز پايه آهکي دارند که در توضيح کاربرد اين مصالح بايد افزود که آهک براي کامل شدن واکنش خود که چيزي در حدود 12 سال به طول مي انجامد به رطوبت نياز دارد و پس از آن واکنش کامل شده و آهک به مقاومت خود مي رسد ، اما آهک و لايه هاي آهکي با هوازدگي و در مجاورت هوا قرار گرفتن پوسته پوسته شده و تنها لايه ي رويين دچار آسيب مي شود. اين در حالي است که تمام داخل سازه ي پل از مصالح آهکي ساخته شده که در مجاورت هوا قرار ندارند ، پس خطري از بابت مواجهه با اين مسئله نمي باشد.

 *اقدامات مرمتي پل خواجو در دوره هاي گذشته

  بعد از صفويان و با رکود هايي که اصفهان در پيش رو داشته است روند نگهداري از بناها بسيار نامطلوب بوده و حتي ديده مي شود که در جاهايي از پل خواجوسنگ ها با سنگ قبرهايي از تخت فولاد تعويض شده است .

 بر مبناي مستنداتي که در سازمان ميراث فرهنگي استان اصفهان و گزارش هاي مرمت كه به صورت مکتوب از سال 1356 موجود است و هم چنين تصاويري كه از سالهاي قبل تر از سال 56 نيز از مرمت پل در آرشيو سازمان موجود مي باشد وضعيت مرمت بسيار ابتدايي و غير كارشناسي بوده است.

برخي مستندات و تصاويرمربوط به سالهاي 49 و 50 گوياي آن است که در يکي از پلکان ها عمليات تعويض سنگ  با سنگ ها ي جديد در حال انجام است  و به طور کامل تمام قطعات سنگ پلکان تعويض شده اند .

 مورد ديگري که حايز اهميت است حجم بالايي از قطعات سنگ مي باشد که  برداشته شده و ظاهرا مرمت شده اند ، اما اينكه چه تعداد از اين سنگ ها اصيل بوده و سالم مانده و در جاي خود به کار رفته اند از مواردي است که هيچ اطلاعاتي از آن در دسترس نمي باشد .

 اما از اقداماتي كه در اين سالها صورت مي پذيرد، اضافه کردن بر سطح سنگفرش و دور کردن پرش هيدروليکي از نزديک پايه ها ست . اين بخش به وسيله کول هاي سفالين ( گوم) و پر شدن با قلوه سنگها و ملات آهک اجرا گرديده است و  بعد از اضافه کردن کول ها  کاملا با سنگ ها جديد به صورت يک رمپ ( شيب ) اجرا شده است .

 در سال 1356 اقداماتي که  بر طبق اسناد توسط ميراث فرهنگي وقت صورت پذيرفته است ، تحت عناوين خاکريزي و تراز کردن و شيب بندي و بتن ريزي روي پل  ، استحکام بخشي بعضي از سنگ ها به صورت آرماتور گذاري و بتن ريزي در قالب و اندازه سنگ ها و قرار دادن آنها زير سنگ ها و تعويض برخي از سنگ ها که استقامت کافي ندارند ،  بوده است .

 در عمليات مرمت سال 77 نيز بر طبق گزارش موجود و مکتوب تعمير و تعويض بخشي از سنگ هاي ازاره ي پل در جبهه جنوبي و ايجاد يک فونداسيون بتني در پل مي باشد و مرمت سنگ در بخشي از قطعات به شيوه وصالي صورت پذيرفته است .

 *اقدامات مرمتي صورت گرفته در پل خواجو در زمان کنوني

 

 در سال 82 در ادامه همکاري ميراث فرهنگي و سازمان نوسازي و بهسازي شهرداري اصفهان تعميرات اساسي سنگ از اره هاي جبهه جنوب غربي به صورت تعويض سنگهاي آسيب ديده و نصب سنگ هاي جديد انجام گرفت.

  همچنين دالان ها کناري عرشه پل ( سطح عبوري پل ) پس از ايزوگام با قلوه سنگ کف فرش شده است.

 اقداماتي که در پروژه حفاظت پل خواجو انجام گرفته است بعد از انجام جلسات متعدد با کارشناسان مربوطه که در سازمان ميراث فرهنگي و سازمان بهسازي و نوسازي حضور دارند صورت پذيرفته است .

 با اتمام مطالعات کلي از معماري و نقشه برداري محل ، اقدام به يک بررسي کلي آسيب شناسي در پل گرديد و پس از بررسي ها و مشاوره هاي کارشناسانه ، به طور کلي اقدامات مرمت در پل در يک برنامه ريزي کلي در سه حوزه مورد تاييد قرار گرفت :

 1) دهانه هاي خروجي جريان در پايين دست پل

 2) سنگفرش کف بالاخص در مرز سنگفرش و بستر طبيعي رودخانه در محلي که پرش هيدروليکي رخ مي دهد

 3) در محل پلکان هاي آسيب ديده

 

 1)      مرمت دهانه هاي خروجي پل

 

در بخش اول روند کلي اقدامات بر کاربرد تمام سنگهاي ديواره اصيل بوده و يک سري اقدامات اصولي به قرار زير انجام شده است:

 * تراشيدن اندودهاي سيمان که در محل به بندها کشيده شده بودند و حجم بالايي داشتند.

* برچيدن بخش آسيب ديده و انتقال به پايين

 

* پاکسازي پشت سنگ هاو در نهايت ، حذف عامل مخل و آسيب رسان ( حذف ريشه درخت انجير ابتدا با کندن تمام ريشه و سپس با سم زدايي )

 

 * چيدمان مجدد سنگها در جاي خود و در فضاهاي خالي از طريق لقمه گذاري و سپس بند کشي

 

در مرمت اين بخش ها از هيچ سنگ الحاقي و جديد استفاده نشده ، مگر در بخش هايي که لقمه گذاري در آن صورت گرفته است .

 

2)      مرمت سنگفرش بستر رودخانه

دليل کاربرد و حضور سنگفرش کف در مطالب گذشته بيان گرديد ، اما در پل خواجو در اين بخش مرمت شده ، تمامي اقدامات بعد از بخشي بود که در ساليان 49 و 50 به تعريض کف بستر انجاميد .

 

در راستاي همين اقدام ، در فضاهاي خالي و بخشهاي شکسته شده ، نسبت به کول گذاري جديد ، اقدامات لازم انجام گرديد.

 

برداشت لايه هاي خاک بعد از سنگ فرش کف ، جهت آماده سازي و ايجاد يک بستر جديد براي بيشتر دور کردن پرش هيدروليکي از پايه ها ست.

 

همزمان با لايه برداري و تخليه خاک بسياري از قطعات سنگ ها ي خورد شده و شکسته اي يافت شد که در دوران هاي مرمت گذشته پس از برچيدن از جاي خود در اين محل ريخته شده بودند .

از سوي ديگر در حدود 8 قطعه سنگ قبر نيز پيدا شد که به مراجع مربوطه تحويل داده شده است .

 

پس از پاکسازي و گودبرداري به ميزان مورد نياز ، هر جايي که با قطعه سنگ سالم و مطلوبي چه به لحاظ ارزش ساختاري و چه به لحاظ تاريخي ( سنگ قبرها ) مشاهده شد، نسبت به يک مرمت موضعي و دپو در محل کف بستر اقدام گرديد.

 

پس از اين اقدام با توجه به نظر کارشناسان مرمت و متخصص سازه هاي پل ، با ايجاد يک ديواره در مقابل کف بستر و همچنين جلوگيري از نفوذ آب موافقت گرديد ؛ هم چنين با عريض تر کردن سنگفرش کف ، نسبت به دورتر نمودن پرش هيدروليکي اقدام به عمل آمد.

 

در بخش انتهايي با توجه به طرح گذشته نسبت به تکميل قطعات سنگ به شکل رمپ در محل پرش هيدروليکي اقدام شد . سنگ هايي که در اين بخش به کار مي رود بايد سنگهايي مقاوم ، بزرگ و سنگين و يکپارچه باشند ، که در بين سنگ هاي کاوش شده نمونه اي يافت نشد و در پي اين اقدام بايد از سنگ ها ي يکپارچه جديد اکنابادي جهت اين بخش استفاده نمود .

 

 

3)      مرمت پلکان ها

در اين زمينه در وهله اول بررسي وضع موجود حايز اهميت مي باشد كه در تمامي پلکان ها استفاده از سطح وسيعي از سيمان و حتي در برخي موارد پر کردن فضاهاي خالي توسط آجر و سيمان ، به وفور ديده مي شود

 

يادآوري مي شود در مرمت هاي سال هاي 49 و 50 ، يکي از رديف هاي پلکان به طور کامل با سنگ هاي جديد بازسازي شد .

 

در برخورد اول با پلکان ها ، مستند سازي تمامي پلکان ها به روش پازلي صورت پذيرفت و مشخصات هر قطعه ثبت و پس از مستند سازي کامل ، نسبت به برچيدن قطعات سنگ و انتقال به پايين و مقابل هر دستگاه پل آغاز گرديد .

 

در مرمت اين بخش سه شيوه بر خورد با قطعات سنگ ، مد نظر قرار گرفت :

 

1)      سنگ هايي که با يک مرمت موضعي و سطحي و با يک تيشه گيري مجددا قابليت کاربرد در جاي خودش را دارد

 

2)      سنگ هايي که به دليل فرسودگي متوسط ، از طريق وصالي مي توان آن ها را دوباره استفاده نمود .

 

3)      سنگ هايي که به دليل فرسودگي بسيار زياد ، يا عدم کاربرد مناسب آن ها ( کاربرد سنگ قبرها در پله ) بايد نسبت به تعويض آن ها با سنگ جديد و کاملا همگن و همخوان اقدام نمود. البته در اين بخش با مواردي برخورد گرديد که سنگ هاي پيدا شده و دسته بندي شده در بستر، مورد استفاده در پلکان قرار گرفته است .

 

رديف هاي اول و بعضا دوم در هردستگاه پله در مرمت هاي ساليان گذشته به دليل حجم بالاي فرسودگي مورد تعويض قرار گرفته بود و البته در بعضي از " دستگاه پله ها " اين اقدام در زمان کنوني نيز صورت پذيرفته و رديف هاي اول با سنگ هاي جديد اکنابادي نوسازي گرديد.

 

شيوه چيدمان هم بدين ترتيب بود که سنگهايي که در جاي خودش پس از تيشه گيري و مرمت موضعي قابل استفاده بود ، بعد از اينکه دستگاه پله کاملا پاکسازي و با آب شستشو داده شد با ملات مخصوص مجددا چيده شد و در موارد نياز به روش لقمه گذاري ، براي تصحيح  تراز آنها استفاده گرديد.

 

در مواردي از قطعه سنگي که در پاکسازي بستر رودخانه يافت شده مجددا در پلکان مورد استفاده قرار گرفت.

 

در قطعه سنگي فرم لقمه گذاري از همان حالت فرسايش طبيعي تبعيت نمود تا حتي شيوه لقمه گذاري نيز ، فرمي طبيعي جلوه نمايد .

 

در خاتمه تاكيد مي شود تمامي اصول و شيوه هاي شده گوياي آن است که در مرمت سنگ ها هيچ گونه دخل و تصرفي خلاف آيين نامه ها و مباني نظري مرمت صورت نپذيرفته است