فونكسيوناليسم

آشنايي با مباني معماري

                           «به نام او که زیباترین است»

مقدمه

فونکسیونالیسم (Functionalism) یا عملكردگرایی یا کارکردگرایی یکی از پیشنهادات اصلی برای حلّ مشکلات مغز و بدن انسان مطرح شد. این راه حل‌ها سعی می‌کردند سؤالاتی چون: قوه فکر انسان چه طبیعی دارد؟ به طور کلی چه چیزی قوه فکر را فکر کرده است؟ افکاری که داریم چگونه فکری می‌شوند و چه چیزی این افکار را افکار می‌کند؟ چه چیزی درد را درد می‌کند پاسخ دهند.

-         عملكرد گرایی در بدن:

در این مجموعه به طور مثال کلیه یک کانسِپت علمی برای عملکردی است که آن را "فیلتر کردن خون" و ایجاد تعادل در مواد شیمیایی می‌نامیم. پس اهمیت کار کردن آن باعث ایجاد جایگاه و مکان خاصی برای آن در بدن شده است.

-         عملگرد گرایی در ماشین و صنعت:

به طور مثال کاربراتور ماشین. چه چیز کاربراتور را کابراتور کرده است؟ صددرصد فرم آن نبوده که باعث ایجاد آن در ماشین شده بلکه عملگرد آن که ترکیب بنزین و هوا می‌باشد. منشاء‌ایجاد کاربراتور ماشین بوده است.

-         عملكرد‌گرایی در زیست‌شناسی: از نقطه نظر زیست شناسان ویژگی جدیدی که در نظریه داروین وجود داشت آن بود که او تکامل تدریجی را صنعت و نشانه‌ای از انتخاب طبیعی یک " فرم موجود" می‌دانست که توسط طبیعت رأساً به وفوع می‌پیوندد. این مفهوم به گونه‌ای نشان از عقیدة تبعیت " عملکرد از فرم"‌ و این که ابتدا فرم‌ها هستند که به وجود می‌آیند، دارد ولی "‌لامارک"‌ این را نقض کرده و گفته یک دگرگونی در محیط عملاً در تعیین فرم بدن حیوانات مؤثر است و تبعیت فرم از عملکرد تغییر یافته را بیان می‌کند. چون داروین هرگز به این موضوع اشاره نکرد که طبیعت برای تحسفین بار این فرم‌ها را در محل و جایگاهشان چگونه آفریده است، پس به علت عملکردی بوده که آن فرم خاص به وجود آمده. (پیتر کالینز، 1375، ص 180).

-         عملگردگرایی در مکانیک: "‌فرد ریک اچلز" به عنوان مقدمه در کتاب Le Corbusier‌ نوشته است: " در مهندسی مکانیک مدرن، فرمها عمدتاً عملکردشان توسعه می‌یابند.

Le Corbusier که یکی از پایه‌گذاران عملکردگرایی در معماری است می‌گوید: "‌وقتی یک شیء به یک نیاز پاسخ می‌گوید به این معنا نیست که آن زیباست ولی منشاء ایجاد آن شیء و پاسخ به این نیاز است، کما این که خانه ساشینی است برای زندگی کردن در آن " این خود اهمیت عملکرد در پیدایش اجسام را نشان می‌دهد. (پلیتر کالینز، 1375، ص 194)

Functionalism معماری:

یک اصل و مکتب است که بیانگر آن است که " معمار باید طراحی یک ساختمان را بر اساس هدف آن ساختمان انجام دهد."‌این مبحث به ظاهر بدیهی باعث جدال‌ها و تفاوت نظرهای مختلفی در بین معماران به خصوص معماران مدرن شده است. مکان و محل ایفای Functionalism در ساختمان را به Vitruvian از نقاشی‌‌های  Leonardo Davinci‌ نسبت می‌دهند، یعنی یک ساختمان طراحی شده براساس Function باید 3 اصل را در برداشته باشد

 1ـ امکانات و رفاه Utility Convenience

2ـ زیبایی Venustas

3ـ استحکام       Firmitas

زیبایی شناسی در قرن 19 به عنوان یک حوزه مستقل از مظاهر مدرنیسته مطرح شد. تا قبل از دکارت زیبایی به عنوان امری که حاصل درک و فهم و احساس انسان باشد یافت نمی‌شود. دکارت زیبایی را به عرصه شناخت وارد کرد و با نگاه خردگرایی خود باعث ایجاد تفکر ارزش‌گذاری اثر هنری و بعدها با تکیه بر هندسه و احجام خالص و مدوله کردن خود را نشان داد. دکارت را می‌توان بانی اندیشیه معماران مدرن اولیه چون: میس‌وندرو ـ گریپیوس ـ لوکوربوزیه دانست.

کانت در تحلیل خود از هنر و ارزیابی هنر و زیبایی، نظرگاه خود را متوجه مخاطب و خالق اثر هنری ساخت. او می‌گفت "‌چیزی زیباست که بر انگیزاننده احساسات و حالات درونی شخص است. "‌این یعنی زیربنای زیبایی‌شناسی مدرن و او می‌گوید: "‌امر دلپذیر چیزی است که میل و نیازی را برآورده سازد. این نظر به کانت در معماری مدرن با عملکردگرایی تبیین شد. شاید نگاه کارکر گرایانه معماری مدرن اولیه را بتوان نتیجة بسته فکری زاده شده توسط کانت معرفی کرد. نگاه فرمالیستی و حتّی سپامدرن، همان معماری ارگانیک = معماری از درون به بیرون در هماهنگی شرایطی که ایجاد آن را مسیر می‌دارد توسعه یابد.

لوکوربوزیه

نقاش و معمار و شهرساز سوئیسی که در سال 1928 یکی از اعضای اصلی چهارمین کنگرة سیام بود و از پیشگامان مدرنیسم. اولین اصلی که وی به آن اشاره داشت zoning‌ یا منطقه‌بندی بود یعنی عملکردهای یک ساختمان را به مسکن، اوقات فراغت، کار و رفت و آمد تقسیم کرده و به هر عملکرد فضای خاص خود را اختصاص می‌داد. به عقیدة او فرم باید از عملکرد تبعیت کند.